411.

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

سلام علیکمممم

بالاخره اومدم از هند اومدم با ماشین بنز اومدمممم....

دلم تنگ شده بود براتون.

خوبید؟چه خبرا؟

هنوز دفاع نکردم.ولی تقریبا تمومش کردم.تایید نهایی استاد مونده.بالاخره خودم نوشتمش.خیلی برام افت داشت که لیسانسم نرم افزار باشه و کارای نرم افزاریش رو بدم بیرون.هرچند خیلییییییی وسطاش کم اوردم.یه جاهایی واقعا درمونده شدم ...دعا کنید روز دفاعم به خوبی پیش بره.

من نمیدونم روز دفاع باید چیکارا کنم.برای پذیرایی چی بخرم؟دوستم گفت واسه بیست نفر تدارک ببین.حالا نمیدونم چه مدلی اماده کنم.تو ظرفای دربسته یک بار مصرف میوه بچینم؟یا تو بشقاب بذارم و سلفون بپیچم؟میوه چی بخرم؟هلو یا شلیل با خیار یا موز؟؟؟؟موز به نظرم هوا گرمه خوب نیست.ولی خب معمولا انگار تو جلسات دفاع هست.شیرینی هم باید باشه؟نوشیدنی چی؟آب معدنی به همراه ابمیوه واسه اساتید بخرم؟پلیز راهنمایییییییییییی

اهان یه چیز دیگه....چطوری حرفام رو شروع کنم؟با تشکر از اساتید رو میدونم...این تقدیمی اول پایان نامه باید تو بیان شفاهی هم گفته شه؟ممنون میشم اگه تجربه دارید در اختیارم بذارید.

راستی یه چیزییییییییییییی....من یه حرکتی زدم...ما جمعه با دو تا از دوستام رفتیم تهران.رفتیم کنسرت گروه جیپسی کینگ...کولی های اسپانیا...وای که هر چی ازش تعریف کنم کم گفتم.انقد کیف کردم انقد کیف کردم که نگوووووووووووو....با قطار صبح راه افتادیم.هر کاری میکردم تو مسیر از اینکه دارم برای اولین بار میرم یه کنسرت حسابی تا سر ذوق بیام ولی انگار نه انگار...یه حاات خنثی بودم.بی تفاوت...

ظهر رسیدیم تهران.مستقیم رفتیم پاساژ پروانه.خواهر دوستم تهران دانجشو بوده و یه جورایی بلد ما بود.خب ما که مسیرا رو بلد نبودیم.همونجا ناهار خوردیم و بعدشم رفتیم کوچه برلن...بالاخره من اونجا رو دیدم.انصافا لباس مجلسیاش محشر بود.لباس نامزدیاشو نگوووووو....ادم دلش میخواست همون دقه عروس بشه...دلم میخواست برم پیش ابانه ولی ما طرفای انقلاب بودیم و ابانه ازمون دور بود.کنسرت ساعت 6 و نیم شروع میشد و نمیتونستیم بریم دوردورا.هوا هم گرم بود از طرفی هم نابلدی ما تو پیدا کردن مسیر یه کم کار رو سخت میکرد این شد که دیگه از خیر کافه ابانه گذشتیم و به کافه رادیو هفتیها رضایت دادیم.چون همون دور و اطراف بود.تازه همونم به سختی پیدا کردیم.اخرش مجبور شدیم تاکسی بگیریم تا ما رو ببره.از دور که چشمم خورد به تابلوش کلی کیف کردممممم...عزیزدلم رو ببینید

یکی از ارزوهام رفتن به این کافه بود که بهش رسیدم.به اقاهه گفتیم سلام برسونه به اقای ضابطیان که گفت میتونید براش پیغام بذارید ما بهش میدیم که ماهم براش نوشتیم.جالبتر اینکه منصور ضابطیان هم همون شب سانس بعد از ما تو همون کنسرت بود.از کلیپی که تو پیجش گذاشته بود فهمیدم.دیگه یه کم نشستیم و شلوغ بازی کردیم.به جز ما دو تا فنچ عاشق اونجا بودن که ما هم استفاده کردیم و هر جا دلمون خواست نشستیم از زاویه های مختلف عکس گرفتیم.بعدش پاشدیم و افتادیم دنبال تالار وزارت کشور...اووووف این تهرانیا اصلا ادرس بلد نیستن.از هر کی هر چی میپرسیدیم میگفت نمیدونم.دیگه به سختی رفتیم میدون فاطمی و از طریق اینترنت ادرس تالار وزارت کشور رو یافتیم و رفتیم محل مورد نظر...اقا از کنسرت و برنامشون هر چی بگم کم گفتم.بی نظیر بود.عالی عالی عالیییییییییییییی

خیلی خوشحالم که رفتم.کنسرت ایرانی رو هر وقت بخوای میتونی بری ولی اون یه تجربه خیلی خاص بود.

خلاصه که خیلی خیلی خوش گذشت.جای همتون خالی.میتونم بگم بعد از سالهاااااااااااااا یه روز بی نهایت بهم خوش گذشت و لذت بردم.خیلی سال بود که بعد از مسافرتهام نمیگفتم کاش الان تازه داشتیم میرفتیم.ولی الان هر بار یاد جمعه میوفتم میگم کاش الان تازه سوار قطار شده بودیم.انقدری که بارها و بارها عکسامون رو نگاه میکنم و حالم خوب میشه از یاداوریش...

حال خوش روز جمعه خودم رو به گرانترین بها خریدارم...

خلاصه که اینجوریا

پاشم برم...

مراقب خودتون باشید...

یه مدت کمرنگم... خودم میدونم... بذارید به حساب روزای قبل از دفاعم...تموم شه پررنگ میشم....

بدرود

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 12:53
برچسب‌ها :