371.ای نامه که می روی به سویش...!!!

ساخت وبلاگ
چکیده : نمیدونم شما دوست دارید نامه از کسی دریافت کنید یا برای کسی نامه بنویسید؟نامه نوشتن خیلی وقته ورافتاد... با عنوان : 371.ای نامه که می روی به سویش...!!! بخوانید :

نمیدونم شما دوست دارید نامه از کسی دریافت کنید یا برای کسی نامه بنویسید؟

نامه نوشتن خیلی وقته ورافتاده.از وقتی ایمیل و بعدتر واتساپ و تلگرام و اینا اومد دیگه نامه کاربرد چندانی نداره.ولی فکر میکنم همه متفق القول بر این عقیده هستیم که دریافت کردن نامه از یه دوست یا یه آشنا حس فوق العاده ای داره.

با خودم فکر کردم تو این روزهای آخر اسفند که هممون پیامهای تلگرامی و شعرهای شاعرای دیگه رو برای هم کپی پیست میکنیم چقدر میتونه جالب و زیبا باشه که برای افراد مهم و دوست داشتنی زندگیمون نامه بنویسیم.

حالا من دوست دارم برای شما یه نامه بنویسم.تو نامه ام میخوام فعل مفرد به کار ببرم.حس نزدیکی زیادی بهم میده.مخاطب این نامه تک تک دوستانی هستند که طی این مدت کنار من بودند و اونهایی که خاموشند و آروم و بی صدا میان و میخونند و میرند.

این نامه از دو تا حس ناب و اصیل بی بهرست.یکیش حس گذاشتن نامه تو پاکت و چسبوندن تمبر هستش برای فرستنده ، و دیگری شنیدن صدای پستچی که از پشت در میگه: یه لحظه بیاید دمِ در نامه دارید ، برای گیرنده.ولی خب بضاعتم در همین حد بود که امیدوارم پذیرا باشید.در ضمن پست بعدی به امید خدا سال بعد خواهد بود.

.

.

.

سلام دوستِ جان

رسیدیم به این روزهای آخر سالی.دیدی بالاخره انقدر شب شد و روز شد که دیگر نتوانستیم حسابش را با تعداد انگشتانمان داشته باشیم و مجبور شدیم برویم سراغ تقویم رومیزی که گوشه میز خودنمایی میکرد.چه روزها را از سر گذراندیم.برای رسیدن به تاریخ هایی خاص هول و ولا داشتیم که زود روزها بگذرند و ما برسیم به لحظه موعودمان مثل عید فطر،مثل روز آخرین امتحان،مثل دیدار نازنین دلبر.در مقابل، بعضی تاریخها هم بودند که هیچ نخواستیمشان.یعنی اصلا دوستشان نداشتیم.مثل روزهای امتحان.روزهای سخت و نفسگیر زندگی...روزهایی که در خانه هوا پس بود و با هم قهر میشدیم.تو هم از این روزها داشتی؟حتما داشتی.ولی گذشت.ما هم از آنها گذشتیم.یا بهتر بگویم از خیر خوب بودنشان گذشتیم.

سال 95 به نفس نفس افتاده است.خیلیها میگویند سال بدی بوده.ولی میدانی که هر کسی به فراخور حال خودش به سال گذشته اش نگاه میکند.کسی که بچه دار شده یا ازدواج کرده یا شغل خوب پیدا کرده این سال برایش بهترین است. ولی از نظر کسی که از کار بیکار شده یا ورشکسته شده یا از همسرش جدا شده میگوید سال بدی بوده است. 

گاهی با خودم فکر میکنم خدا از دست ما بنده هایش چه میکشد.فکر کن موقعیت شغلی پیش می آید، چندین نفر از او میخواهند آن شغل مال آنها باشد.یا چند نفر همزمان عاشق یک نفر میشوند باز هم از او میخواهند آن شخص مال آنها باشد.خدا سردرگم نمیشود؟چگونه تصمیم میگیرد چه کسی برای  چه کسی خوب است؟یا چه چیزی برای چه کسی ؟چقدر کار سختی می باشد.یک خدا داریم و این همه آرزو...چقدر خوب است که من خدا نیستم.بی شک خدای عادلی نمیشدم.

بگذرم از حرف و سخن حاشیه ای...سرت را زیاد درد نیاورم.

تا چند ساعت دیگر وارد سال جدید می شویم.همه چیز در زندگیت مرتب است دوستِ جان؟چراغ خانه ات روشن است؟اجاق خانه ات چه؟هفت سینت آماده است؟حواست باشد سمنوی خوب و تازه بخری.سیر تازه شمال هم آمده.امروز در بازار دیدم.از بویش آدم مست میشود.کاش نزدیک بودی و یک کاسه آش دوغ با سیر تازه مهمانم میشدی.میدانی که در روزهای بلند بهار آش خیلی میچسبد.یادت نرود موقع روشن کردن شمعهای هفت سین از ته دلت آرزو کنی. موقع خواندن حول حالنا حواست به دور و بریها هم باشد.میدانی که نفست حق است هر چه از آن بالاسری  بخواهی نه نمیگوید.دوستِ جان میدانم که مرا فراموش نمیکنی برای  همین سفارش خودم را نمیکنم.

96ای  که در راه است مانند دفتر صد برگیست که برای درس ریاضی حاضر می کردیم و صفحات اولش رو با دقت خط کشی می کردیم و روزهای اول مهر تمیز و مرتب می نوشتیم.از روزهای آخر حرفی نمیزنم.میگویم بیا قراری با هم بگذاریم.اینکه دفتر 96 رو با دقت خط کشی کنیم و درهر برگش تمیز و مرتب بنویسیم.انقدر تمیز و زیبا که سال بعد در روزهای آخر اسفند از نگاه کردن به آن کیف کنیم.موافقی؟پس بزن قَدَش.

دیگر سخن را کوتاه میکنم.سال نو رو به تو عزیزِجان تبریک میگویم و از صمیم قلبم امیدوارم و آرزو دارم که بهترین سال عمرت رقم بخورد.سالی که روزهایی که میخندی خیلی بیشتر از روزهای اشک آلودت باشد تازه آن اشکها هم از سر شوق باشد و از خنده زیاد. سالی که برایت پر باشد از عشق و سلامتی و برکت.آرزو میکنم جای سین سعادت در هفت سین دلت خالی نباشد.

خانواده را خیلی سلام برسان.مراقب خودت هم باش.در این سرد و گرمی هوا، شبها پتو از رویت کنار نرود سرما بخوری جانِ خواهر.

ارادتمند و دوستدارت:بهار

ای نامه که میروی به سویش                                                             از جانب من ببوس رویش

فرستنده:زیر گنبد نیلی آسمان.شمالغرب ایران.خانه بهار.

گیرنده:زیر گنبد نیلی آسمان.هر خانه ای که دوستِ جانِ بهار سُکنی گزیده است.

...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 10:48